امام به من فرمود: "خداوند تو را از شرِ او کفایت خواهد کرد."یونس گوید: پس از چند روز، ناگاه دیدم که شتری از کنار ما میگذرد که اشک از چشمانش روان بود. سرورم امام صادق به من فرمود: "ای یونس، این همان همسایه توست" سپس دست مبارکش را پیش آورد و بر چشمانم کشید؛ به خدا سوگند که او را به صورتِ انسانیاش دیدم و دانستم که او همان همسایهای است که مرا آزار میداد. سپس امام چشم مرا به حالت اول برگرداند. از آن پس، هرگاه او را در راه میدیدم، آن واقعه را به یاد میآوردم و میخندیدم، در حالی که او در ظاهر شتری بیش نبود.




