بشری را برای آنان قرار داد تا به سوی آنها منتقل شوند و "توحید" خویش را بر آنان عرضه کند.همانا امر حقیقتِ معاد و جزا آنگونه نیست که "عامه" و "اهل تقصیر" میپندارند که عذابِ خداوند در آخرت، آتشی محصور و محدود است که بر گردِ آنان باشد؛ آنگونه که روایت کردهاند که آن آتشی است که هزار سال برافروخته شده تا سرخ گشته، و هزار سال تا سفید گشته و هزار سال تا سیاه گشته است، و آتشی سیاه و تاریک و آمیخته به خشم و سخط الهی است که در آن برای اهلش راهِ نفسی نیست.
و مولا -عَزَّ عَزُّهُ- کریمتر و مهربانتر از آن است که بندگانش را به چیزی عذاب کند که توانِ تحمل آن را ندارند. و اما این آتشِ کذایی که عامه وصف میکنند، چنان است که هیچ سببی در برابر آن تاب نمیآورد و کوهها در برابرش استوار نمیمانند؛ پس چگونه جسدی ساخته شده از گوشت و خون آن را تاب آورد؟اما این قوم، از معرفتِ خداوند بازماندند و کتاب او و اخبارِ مقاماتِ او را تحریف کردند؛ پس چیزهایی را به او نسبت دادند که او انجام نمیدهد و با حقیقتِ او سازگار نیست؛ والایِ بلندمرتبه و بزرگ، از آنچه اهلِ تردید میگویند، بسیار برتر و فراتر است.و این سخن حقانیتِ نظامِ مسوخیت و انتقالِ نفوس بر اساس سنخیت را کلام خدای تعالی تأیید میکند که فرمود: ﴿بگو: هر کس طبقِ شاکله (ساختار و خویِ) خویش عمل میکند؛ و پروردگارتان داناتر است به کسی که راهیافتهتر است﴾1و هر فردی در مرتبهی بشریت، بر طبق آن "شاکله" عمل میکند که از دورانِ مسوخیت (کالبد حیوانی) در او باقی مانده است این تأثیر در خوردن، آشامیدن، خوابیدن و در تمامیِ حرکات و کارهایش آشکار است.و




