سبزیجات گرایش دارند. برخی به نوشیدنِ "عبدالنور" (شرابِ باطنی) و شادی و سماع (موسیقی) تمایل دارند و برخی دیگر هیچ تمایلی به آن ندارند.برخی جمعآوری و حفظ مال را خوش نمیدارند و برخی دیگر از انفاق یا ریختوپاشِ آن لذت میبرند. و از مردمان کسی است که به پرورش چهارپایان و پرندگان، گوسفند و بز و آهو و دیگر ستوران چون اسب و گاو و الاغ و مانند آن علاقه دارد. و برخی به سگان و پرورشِ میمونها و بازی با آنها گرایش دارند. و گونههای این رفتارها بسیار است و شرح آن به درازا میکشد.
و مردمان در پیشهها و حرفههایشان نیز چنین هستند؛ برخی از آنان دوستدارِ طلبِ دانشاند و برخی دیگر آن را دوست نمیدارند. و هیچ ویژگی و خصلتی در احدی از عالمیان در صورتِ بشری یافت نمیشود مگر به سببِ آن کالبدی که از آن به مرتبهی بشری منتقل شده است. پس در او بقایایی از آن "مسوخیت" وجود دارد و حرکت طبع، صفات، افعال، و نحوه خوردن و آشامیدن و خوابیدنِ آن حیوانیت در او و به سوی او منتقل گشته است.ما پیشتر در این کتاب بیان کردیم که هرگاه فردی در مرتبه بشری باشد و دورهی کالبدهای (قالبهای) خود را در آن به پایان رساند، در آخرین کالبدِ او برخی از نشانهها، حرکات و طبایعِ مسوخیت (حیوانیت) قرار داده میشود تا با آن الفت بگیرد؛ تا هنگامی که به آن مرتبه منتقل شد، دچار وحشت و بیگانگی نگردد.و به همین سان، اگر در حالِ مسوخیت باشد و اراده شود که به مرتبه بشری منتقل گردد، در او برخی از نشانههای بشریت قرار داده میشود تا از آن وحشت نکند. این از روی مدارای آفریدگار -عَزَّ وَجَلَّ- و لطف و رحمت و رأفت او بر ایشان است. و خداوند این بدنهای




