شبش را با آن حیوان آرد میسازد و مانند آن.و بدینسان است حالِ استران و گاوان، و اسبان و سگان، و گربهها و پرندگان، خرد و کلانِ آنها و دیگر چهارپایانِ اهلی؛ که در میان آنها کسی نیست مگر آنکه در سختی یا عذاب است. و در میان آنها کسانی هستند که با آنان به مدارا رفتار شده و گرامی داشته میشوند؛ اگرچه در عذابِ مسوخیت هستند، اما برخی عذابها از برخی دیگر سبکتر است.»
و اما علتِ این تفاوت در رنجها چنین است: همانا در نخستین بار که نفس در مرتبهی مسوخیت (کالبد حیوانی) قرار میگیرد، عذابش سختتر است، و پیوسته عذاب او رو به تخفیف میرود تا آنکه بر حسبِ اندازه گناهان و کفرش، گردش در کالبدهای حیوانیاش به پایان برسد.پس هرگاه زمانِ انتقالِ او به مرتبه بشری نزدیک شود، «توحیدِ آفریدگارش» بر او عرضه میگردد؛ اگر بپذیرد عذابش اندک و بلایش سبک میشود. سبکترین عذاب او در آخرین کالبد حیوانی اوست؛ همان کالبدی که پس از آن، دیگر کالبد مسخی نخواهد بود مگر آنکه پیش از آن به یک پیراهن بشری (یک دوره زندگی انسانی) بازگردانده شود. در آنجا «کلمه توحید» بر او عرضه میگردد؛ پس اگر اجابت کرد نجات مییابد وگرنه دوباره به مرتبه مسوخیت بازمیگردد.
و آنچه از حضرت صادق -عَزَّ عَزُّهُ- روایت شده، مؤیدِ همین مطلب است؛ آنجا که ایشان در بیانِ برتریِ کسی که از مراتب پایین به مرتبه بشری بازمیگردد بر کسی که بازنمیگردد، فرمود: این برتری، بسیار بزرگ است.زیرا صورتِ بشری همان صورتی است که مولا -عَزَّ عَزُّهُ- به واسطهی آن تجلی کرد و "نامِ" خویش و "بابِ" خود را که




