و اما در مورد نطفه؛ همانا منی هنگامی که در رحم جای میگیرد، بیست روز به صورت نطفه میماند، و بیست روز به صورت علقه (خون بسته)، و بیست روز به صورت مضغه (پاره گوشت)؛ و مضغه شبیه به پارهای گوشت است. در منی گرهی سفید وجود دارد که از آن چیزی شبیه به کرم پدید میآید و همان است که تبدیل به علقه و سپس مضغه میگردد و باقیماندهی منی در این مدت، غذای آن میشود.پس نخستین چیزی که از آن بشر و نیز از موجوداتِ حاصلِ نسخ و مسخ آفریده میشود، چشمان و مغز سر است که از همان "گره" پدید میآید که علقه و سپس مضغه شده بود. آنگاه سر بر گردِ چشمان شکل میگیرد؛ و چشمان نخستین چیزی است که در انسان و هر جنبندهی دیگری خلق میشود. پس چون چشمان استوار گشت و سر شکل گرفت، باقیِ بدن از آن جاری و ساخته میشود.و این چیزی است که تو خود به عیان میبینی؛ که اگر زن پیش از دو ماهگی جنینش را سقط کند، آن را پاره گوشتی میبینی که همان مضغه است؛ و در سه ماهگی میبینی که سرش بر گردِ چشمانش شکل گرفته است؛ و اگر در چهار ماهگی سقط شود، میبینی که خلقتی تمامیافته گشته، اما هنوز روحی در آن نیست. سپس روح طبق آنچه در ابتدای این کتاب شرح دادیم بر آن خارج و وارد میشود.و تمام آنچه از این مسوخات (موجودات مسخ شده) یاد کردیم، در بلا و عذاب نسبت به یکدیگر فزونی دارند. برخی از آنها الاغِ بازرگانی هستند که در هر ساعت از روز بر آن سوار میشود و چه بسا سوار نشود، و آن حیوان در باقیِ روز و شبش به او خدمت میکند و برایش علوفه میریزد. و الاغِ دیگری مالِ کرایهدهندهای است که باری سنگین بر آن مینهد و علوفهاش را کم میدهد و سختترین رنج و کار بر اوست. و آسیابان که بیشترِ روز و




