جانوران وحشی که فرزندانشان بسیار است. و روحی که در جسمِ انسانی و مسوخی است، تقسیم نمیشود و جزءجزء نمیگردد، و همان روح در نوزادِ انسان متولد میشود.
پس این همان است که پیشتر در آغاز این کتابمان یاد کردیم؛ و اما ارواحِ مسوخیت، آنها هنگامی که از آن کالبد انسانی که در آن بودند خارج شوند، همراه با خوراک و نوشیدنیِ آن حیوان، وارد هیکلِ مسوخی میشوند و پیوسته در جسدِ آن میگردند و برای خود مسکنی میجویند که در آن مأوا گیرند، اما نمییابند؛ چرا که هر عضوی از اعضایِ جسدِ حیوانی، خود دارای روحِ حیوانی مخصوص به خود است که آن عضو را نگاه میدارد.پس آن روح انتقالیافته همچنان در میان اعضا میگردد و هیچ عضوی آن را نمیپذیرد مگر اعضایِ مَنی؛ پس با آن درمیآمیزد و در آنجا آنچه خدا بخواهد تطوّر یافته و پدید میآید؛ سپس به سوی رحم خارج میگردد و از رحم است که «نسخ» یا «مسخ» صورت پذیرفته و محقق میشود.
این سخن را آنچه ابوعلی که خداوند مقدسش گرداند از عَدَوی، از عبدالله بن علاء، از ابوالهیثم، از امام -عَزَّ عَزُّهُ- برایم روایت کرده است، تأیید میکند که ایشان فرمود:«هرگاه نطفه در رحم قرار گیرد، ناگزیر باید از آن فرزندی پدید آید؛ و فرزند به وجود نمیآید مگر آنکه در آن قالب 1(کالبد نوزاد)، نفسی غیر از نفسِ صاحبِ نطفه باشد. پس اگر آن نفسِ نوزاد از همان نفسی بود که در آن قالب




