کنار گاوِ خود نمینشیند مگر در نزدیکی آن، و زندگی برایش خوشایند نیست مگر در کنار آن؛و کبوترباز نمیخورد و نمیآشامد مگر در نزدِ پرندگانش؛و دیگری که صاحبِ گربه است، نمیخورد و نمیآشامد تا آنکه از بهترین طعامِ خود به او بخوراند؛ و امثالِ اینها که شرحش به درازا میکشد.با این حال، هر یک از اینانی را که نام بردیم، اگر بدو بنگری و در خوردن و آشامیدن، و خوابیدن و راه رفتن و تمام حرکاتش تأمل کنی خواهی دید که حرکاتِ هر یک از آنان شبیه به همان چهارپایانی است که با آنها انس گرفته و محبت ورزیده است؛ و تمام این احوال برای او خوشایند و محبوب گشته است زیرا که او به مانندِ همان حیوان منتقل میگردد.
مؤید این سخن، آن چیزی است که ابوعلی محمد بن عبدالمالک بصری برایم نقل کرد و گفت: بدوی از عبدالمالک بن علاء، از محمد بن صدقه برایم روایت کرد که ابوعبدالله -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود:این حرکات حیوانی، در حالی که آنان هنوز در صورتهای بشری هستند، به حرکتِ مسوخیت منتقل میشود؛ پس با اعمالِ حیوانیِ خویش انس میگیرند، چنان که گویی دیگر از مردمانِ حقیقی نیستند؛ و چه بسا از انسانها دچار وحشت شده و با چهارپایان انس میگیرند.آیا در میان آنان، به زایشِ یک موجودِ مسخشده که دو و سه فرزند میآورد ننگریستهای؟ پس گوسفند دوقلو میزاید و گاو یک فرزند؛ و گربه پنج و شش فرزند میآورد، و در میان پرندگان تعداد بیش از این است، آن که دو یا سه تخم میگذارد، و مانند دُرّاج و قطا (باقرقره)؛ و مرغ و مرغابی که ده و پانزده تخم و بیشتر جمع میکنند؛ و بیشترِ موشهای کوچک و بزرگ، و بیشترِ حشرات و




