پس هنگامی که ولادتش آغاز گردد و آنچه از احوالات بشری که در نوزاد نهاده میشود، در او قرار گیرد، باز هم تمام آنچه را در شکم مادر به یاد داشت از ایمانش گرفته تا پاسخی که در «روزِ اَظلّه» داده بود تا به آن روز به یاد میآورد؛ آنها را میبیند میشناسد و ذکر میکند. و تا پایانِ بیست و چهار ماه (دو سال) که مدت زمانِ دوران شیرخوارگی است، چیزی از آن را فراموش نمیکند.اما چون زبانش به سخن باز شود (فصیح گردد) و عقلِ دنیوی او نیرو گیرد، دانش او به آن حقایق رو به کاهش میگذارد و آنها را به دست فراموشی میسپارد، تا جایی که آنچه میشناخت بر او پنهان (غروب) میشود؛ پس دیگر چیزی از آن را به زبان نمیآورد و به یاد نمیآورد.او در این مرحله از گرفتار شدن در عقوبتهایی که ممکن است بر او لازم آید، هراسان میشود و بر اساس شاکله و مرتبهی وجودیاش عمل میکند تا زمانی که معرفت و صفای او دوباره کامل گردد. سپس به فضل و بخشش مولایش، به همان مقام «نورانیتی» که پیشتر ذکر کردیم، باز میگردد. این بود چگونگیِ تکوین و احوالِ مؤمنِ دانا در مسیرِ اجابت حق.




