سپس آن عالم فرمود: "ای محمد بن سنان، همانا او پس از این زندگی منتقل میشود، بعد از آنکه کفر ورزید و سرکشی کرد و حق را انکار نمود؛ پس به کالبد شتری منتقل میگردد و از آن به آنچه فرودستِ آن است، تا آنکه هیچیک از انواعِ مسخشدنیها (مسوخیّات) باقی نمیماند مگر آنکه در آن منتقل میشود. سپس به کالبد پنبه و کتان منتقل میگردد، پس ریسیده میشود و به شکل نخ درمیآید و آنگاه در سوراخ سوزنی داخل میشود".
و همانا از "العالم" امام -عَزَّ عَزُّهُ- ، درباره گیاهان زمین و درباره سنگها و آهن سؤال شد: آیا آنها بدون ذات و بدون نَفس (جان) هستند؟
پس ایشان فرمودند: "هیچ چیزی نیست مگر آنکه برای او نَفسی است که میداند به سوی چه چیزی منتقل میشود و به چه چیزی واصل میگردد؛ و معرفت به آنها واصل میشود در حالی که در ظاهر نه گویا هستند و نه جنبنده. اما درباره موجودات گویا و جنبنده، پس هر کس که در مرتبه مسوخیّت باشد، از گویاییاش نشانهای نمایان میشود و درستیِ حال او آشکار میگردد؛ پس او برای صاحبانِ کشف (اهل بصیرت)، همچون "ابواب" و به نطق درآوردنِ چهارپایان است."و به تحقیق روایت شده است که در زمان بنیاسرائیل، چهارپایان نطق میکردند و با فرزندانِ آدم سخن میگفتند.
پس همانا خداوند والاتر از آن است که کرمها را از این چهارپایان به عبث و بیهوده بیافریند و آنها را به این عذاب دچار کند، بدون آنکه استحقاق آن را داشته باشند؛ پس این روندِ انتقال و رنج ادامه دارد تا آنکه آن نَفْس به معرفت برسد، سپس به توحید




