پس نخستین ظهوری که هر یک از افرادِ این عالم در آن آشکار میشود، تنها به صورت پادشاه، یا امیر، یا وزیر و آنچه همسنخِ اینهاست، میباشد. سپس خداوند کسی را به سوی او برمیانگیزد تا وی را به توحید فرا خواند؛ پس اگر در همان "قالبِ نخستین" اجابت کرد و آفریدگار، "اسم" و "بابِ" او را شناخت، از آن قالب به "عالمِ صفا" (جهانِ پاکی) منتقل میگردد؛ چرا که او پروردگار خویش را یگانه دانسته است و هیچ پیآمدی از مظالم (حقالناس) بر عهده ندارد که بابت آن بازخواست شود، و نه گناهانی دارد که نیازمندِ پالایش در قالبهای بعدی باشد؛ پس چنین کسی در زمرهی "لاحقین" (پیوستگان) خواهد بود.
و اگر در آن قالب (کالبد نخستین) اجابت نکند، در حیاتِ بشری تکرار میشود و پیوسته در آن بازگردانده میشود، در حالی که برخورداریِ دنیویاش مرتبه به مرتبه کاسته میشود و توحید بر او عرضه میگردد، و این روند ادامه مییابد تا آنکه در صورت اصرار بر انکار در گناهان غرق شود؛ زیرا او هم در حال فقر فراخوانده میشود، هم در حال غنا و هم در حالی میانهحالی و هر زمان که دعوت به توحید خداوند را اجابت نماید و آفریدگار خویش را بشناسد، دوباره در بشریت تکرار میشود اما این بار در حالی که نسبت به آفریدگارش موحد (یکتاپرست) است؛ و مرتبهی او در دینش فزونی مییابد و دانش او افزون میگردد و گناهانش پالایش میشود؛ چرا که او در مسیر امتحان و آزمایش و بلا قرار گرفته است، همان راهی که گناهانش به واسطهی آن پاک میگردد. و او کسی است که مظالمِ بندگان (حقالناس) از عهدهی او زدوده میشود و بابتِ حقوقِ برادران مؤمنش برای تصفیه و جبران مورد مطالبه قرار میگیرد.




