او در همان مسیری میرود که سرانجام به آن بازخواهد گشت، تا تمامِ حقیقت فاش شود و راهِ درست آشکار گردد.
سپاس خدای را که پیوندِ اعتقادی تو چنان است که هیچ تیرگی و غباری به آن راه نمییابد، و اندیشهات چنان است که گذشتِ روزگار دگرگونش نمیسازد. تو اکنون مصداق این سخن هستی که: «توقف در هنگام شبهه، بهتر از فرورفتن در هلاکت است.»
و چنانکه گفته شده، امور بر سه دستهاند: «کاری که گمراهیاش بر تو آشکار گشته، پس از آن دوری کن؛ کاری که بر تو مشتبه شده و حقیقتش پوشیده مانده، پس آن را به اهلش واگذار؛ و کاری که هدایت و درستیاش بر تو روشن گشته، پس از آن پیروی کن.»
و من در حالی که از خداوند یاری و توفیقِ نیکو میطلبم و بدین وسیله تقرب و نزدیکی به درگاه او را میجویم، پاسخِ آن نامه را میآورم.
آنچه تو عملاً و سماعاً (با شنیدن) از سرورانِ دانشمند و پیرانِ (شیوخ) سخنور آموخته و فهمیدهای که خداوند ارواحشان را مقدس بدارد و درجاتشان را در روایتهای صحیح و گفتارهای خیرخواهانه متعالی گرداند؛ چرا که من نیز راهِ آنان را




