و از همین روست که کودک سخن نمیگوید تا آنکه دو سال بر او بگذرد.
و روایت شده از امیرالمؤمنین که در مدینه بر کودکانی که بازی میکردند گذشت.فرمود: «ای کودکان، هر کس از شما جدا شد آسوده گشت، و هر کس با شما نجوا کرد، آرامش بخشید.» کودکی از میان آنان پاسخ داد: «آری، تو از ما جدا گشتی در حالی که بر ما (برتر از ما) بودی، و به ما آرامش بخشیدی آنگاه که حجابت را به ما شناساندی.» امیرالمؤمنین فرمود: «رحمت و جایگاه دانش از من است.» کودکی دیگر پاسخ داد: «ما فرمان تو را شاهد بودیم، پس تو را شناختیم، پس تو را پرستیدیم و تو را سپاس گفتیم.» امیرالمؤمنین فرمود: «آرام، آرام! به این امر جز برای پروردگار شهادت ندهید.» کودک گفت: «معبودی جز تو نیست.» راوی گوید: امیرالمؤمنین عبور کرد و فریادی در مدینه طنینانداز شد و پس از آن کودکان لال گشتند.
و از ظرایفِ معنا، همان اشاره به رسول خدا -جَلَّ ذِكْرُهُ- در سخنانِ آشکارش به جنبهی «معناییِ» مولاعلی -عَزَّ عَزُّهُ- و ظهورِ اوست: «و اوست که در آسمان اله است و در زمین امام، و اوست حکیمِ دانا.»1
مقصود از این سخن این است: آن خدایی که جز او معبودی نیست و شما او را یگانه میدانید و میپرستید در حالی که به پندار شما در آسمان از شما پنهان است، همان




