پس هر فقه و فهمی که به جای ذات، به ظواهر بپردازد در حقِ باریتعالی کفر است؛ زیرا عالِم در طلبِ او حریص است و مجاهدت میکند، اما چون به این مقام رسید، بازمیایستد و میداند که این حق است، ولی با تأویلِ نادرست در آن، هلاک میگردد.
خصیبی (شرفالله مقامه) چنین میسراید:
«آنگاه که نادانان با جهل خویش بر علی ( -عَزَّ عَزُّهُ- خرده گرفتند، گفتم: او چنان عادل است که به من نیرنگ نمیزند.ولایتِ من و آنچه بدان دین دارم، علیِّ اعلا است؛ و پیوند با او مرا کفایت میکند.»
و در حدیث آمده است که پرسشگری از برادر خویش پرسید: آیا خدا را شناختی؟
گفت: آشکار شد، پس او را یافتم.
پرسیدم: چگونه آشکار شد و او را یافتی؟
گفت: آن زمان که فرمود «آیا من پروردگار شما نیستم؟» و همگان گفتند: «آری».
پرسیدم: چگونه پنهان گشت و او را شناختی؟
گفت: به واسطهی کارهایش (افعالش).




