است که آنان را از او محجوب میکند. آیا این سخن خدا را نشنیدهای که: "هیچ گفتگوی محرمانهای میان سه نفر نیست مگر اینکه او چهارمین آنهاست، و نه میان پنج نفر مگر اینکه او ششمین آنهاست، و نه کمتر از آن و نه بیشتر، مگر اینکه او با آنهاست هر جا که باشند"؟»1
قصاب گفت: ای مولای من، پس از این پس چگونه بگویم؟
فرمود: «بگو: همانا خداوند با توست، با تو سخن میگوید و تو با او سخن میگویی؛ و اگر میخواست خودش را به تو بنمایاند، حتماً مینمایاند.»
عرض کرد: ای مولای من، آیا بر آن سخن نخستینم گناه و کفری بر من است؟
ایشان به او فرمود: «بر تو کفارهای نیست، زیرا سخنی گفتی در حالی که به حقیقت آگاه نبودی.»
برخی از پیران (شیوخ) اهل توحید گفتهاند: آنچه ما از پدیدار شدنِ قدرت و گواهیِ گویاییِ حق اندکی پیش دیدیم، و آنچه از جنبهی بشری مشاهده کردیم، در حالی که وجودِ جنبهی «معنایی» (الوهی) را نیز ثابت کردیم، ما را بدین سو رهنمون شد که او موجودی است بیرون از مرزهای سهگانه: مرزِ تشبیه (مانند کردن به خلق)، مرزِ تعطیل (نفی حضور و صفات خدا)، و مرزِ حَدَث (نوپدید و مخلوق بودن).




