و از جمله آنچه سرورمان خصیبی (شرف الله مقامه) در رسالهاش روایت کرده، تا آنجا که میگوید:«پس او برای ما ثابت کرد که او "نور" است و او "شیء" (حقیقتِ موجود) است، و او دارای ابزار و اندامِ جسمانی است؛ با این تفاوت که او نوری است نه مانند دیگر نورها، و جسمی است نه مانند دیگر اجسام، و دارای ابزاری است نه مانند دیگر ابزارها. اما این حقیقت دیده نمیشود مگر به صورتِ همین اجسام و صورتها و اندامها؛ و اگر چنین نبود، نه وجودی ثابت میگشت و نه مشاهده و دیداری به صحت میپیوست.»
پس سخن خصیبی (شرف الله مقامه) برای کسی که درک کند، قانعکننده است؛ اینکه او دارای ابزاری است نه مانند ابزارهای بشر، اما با این حال دیده میشود و مورد مشاهده قرار میگیرد. هر کس به اندازهی جایگاه خود از نور و دیگر مراتب، او را میبیند؛ برخی او را نزدیک میبینند و برخی دور.
و اگر اشارهای به خدایی غیر از او در میان بود، هرآینه خصیبی آن را ذکر میکرد و بدان اشاره مینمود و بر آن دلیل میآورد؛ همانگونه که این «شخصِ دیدنی» را توصیف کرد و تمام آن «پنجگانههایی» را که در آنها ظاهر گشته بود از او نفی کرد (یعنی او را فراتر از کالبد مادی دانست) و تبیین نمود که او پروردگار جهانیان است.




