اگر از اخبار، جز همین یک خبر از گویاییِ آن «معنایِ احد، فرد و صمد» که نه زاده و نه زاده شده و نه هیچکس همتای اوست و اشارهی او به ذاتِ خویش نمیآمد، همانا برای کسی که خداوند سعادت و توفیقِ ارادهاش را برای او بخواهد، کفایت میکرد و قانعکننده بود.
و از جملهی آنچه شیخم برایم گفت: «شیخ ابوالحسین محمد بن علی جلی (رحمهالله) به صورت مرفوع از "عالِم" -جَلَّ ذِكْرُهُ- نقل کرد که از ایشان دربارهی آنچه چشمها دیدهاند پرسیدند: آیا او را با تمامِ کمالش دیدهاند یا هر نگاهی بخشی از او را (نه تمام را) میبیند یا اصلاً هیچکس او را در نمییابد؟»
ایشان فرمود: «آنچه چشم میبیند در حقیقتِ کُنه خود، درکناشدنی است، اما در مقام تجلی به کمال دیده میشود؛ زیرا او "احد" (یکتای تجزیهناپذیر) است و جزء و پاره نمیشود. آیا قلبها بخشی از او یا جزئی از او را میشناسند؟ یا او را به کمال میشناسند اما به کُنهِ ذات درک نمیکنند؟ همانا چشمها او را به اندازهی جایگاه و منزلتِ بینندگانش میبینند.»
و از آنجا که علم و شناخت به خدا دارای مراتب و درجات است، رؤیتِ او نیز دارای مراتب و تفاضل است.




