در اینجا منظور از «زبانها»، همان فرستادگان و هشداردهندگانی هستند که به سوی آنها گسیل شدند؛ به دلیلِ سخنِ خداوند که: «و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر به زبانِ قومش.»1
و اما «دستهایشان»، همان اعمالِ آنهاست؛ به دلیلِ سخنِ خداوند که: «این به خاطرِ چیزی است که دستهای تو پیش فرستاده است، و همانا خداوند به بندگان ستمکار نیست.»2
و شیخِ مورد اعتماد، ابوالحسین محمد بن علی جِلّی (قدس الله روحه) در بخشی از وصیتنامهاش که به واسطهی آن حق استوار میگردد و شبهات زایل میشود چنین گفته است: «همانا آن صورتِ دیدنی که در سیمای "اَنْزَعِ بَطین" (امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- ظاهر گشت، همان که بر فراز منبرها رفت و با دعوت به توحید به ذاتِ خویش اشاره فرمود، او همان خداوندِ ازلیِ معبود است.
پس هر کس در این باره با ما مخالفت کند، به او میگوییم: تو کافر شدی، گمراه گشتی و حقیقت را جحد و انکار کردی.»




