پس ایشان (که خداوند مقامش را والا گرداند) با این سخن دلیل آورد که «صورتِ دیدنی»، همان «معنایِ احد» است؛ همان که در شمارش دو تا نمیشود و جز به ذاتِ خویش تجلی نمیکند.
سپس گفت: «اما "اسم"، واحدی است که دو تا میشود و در شمارش (تعدد) وارد میگردد؛ و او همان صورت و مثال و نامهاست؛ او در هر عددی حضور دارد در حالی که مجموعهی عددهایش در حقیقت یکی است، و او همان "میم" (محمد -جَلَّ جَلَالُهُ- ) است که یادش والاست.»
و این دلیلی است بر اینکه «میم»، همان «واحد» است؛ او نخستینِ اعداد است و همو ست که دو تا میشود و به شمارش در میآید؛ او ریشهی اعداد و ستون و تکیهگاهِ آنهاست و همهی اعداد به «واحد» منسوباند. زیرا همانگونه که پیشتر ذکر و شرح شد، «عین» (علی ( -عَزَّ عَزُّهُ- همان «احد» است که در شمارش دو تا نمیشود و جز به ذاتِ خویش ظاهر نمیگردد.
و «اسم»، همان «واحد» است که دو تا میشود و در شمارش وارد میگردد، و او در شمار و عددهایش در واقع یکی است و او همان «میم» است؛ و «باب» همان «وحدانیت» است و جز آن چیزی نیست.




