میم و شناختِ بسم را به کمال رساندی، به شناختِ "الله الرحمن الرحیم" یعنی همان "معنای قدیمِ ازلی" دست مییابی.»
و روایت شده است که از برخی عالمانه دربارهی نگریستن به «صورتِ دیدنی» سؤال شد که نگاهِ بیننده به آن چگونه است؟ پس ایشان -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «همانا بیننده به درخششِ نورِ آن صورت، به قدرِ توانایی و بساطتِ گوهرِ خویش مینگرد؛ پس نورِ دیدهی او با آن نورِ موردِ نظر برخورد میکند و شدتِ آن نور او را از ادراکِ کامل بازمیدارد، در نتیجه نورِ دیده به سوی خودِ بیننده بازمیگردد و او تنها به اندازهی طاقتش چیزی میبیند. و این به سببِ علتی است که در اوست و آن همان "علتِ عالم" است که به آن "علت در معلول" میگویند؛ و این از برخی جایگاههایِ صفت است و به سببِ ضعفِ نورِ هدایتی که در اوست، نمیتواند از مرتبهی خویش فراتر رود.»
و از مولایمان صادق -عَزَّ عَزُّهُ- روایت شده است که فرمود: «خداوند را به نامهایِ ذاتش بخوانید، که با این کار به شناختِ او در ظهوراتش دست مییابید.»
و گفته شده است که میان «صفت» و «موصوف» حدی است، آنگاه که موصوف بخواهد خود را به واسطه صفتش به کسی که او را وصف میکند، بشناساند. مردی از حسین بن منصور حلاج پرسید: «آیا خدا را آنگونه که حقِ معرفت اوست میشناسی؟» او گفت: «منزه است آن واحدی که از "احد" پدید آمد (شکافته شد)، پیوستگیای بدون




