مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

رسـالـه بـغـدادیـه - محمد بن محمد المهلهلی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 59 من 78

دلیل بر این مطلب، سخن سرورمان ابوعبدالله در دعایی است که روایت کرده و آغازش چنین است: «ای راهنمایی بر راهنمایانِ خویش...» و این برای کسی که با دیده‌ی خرد بنگرد و کبر و نادانی را رها کند، روشن است.

پرسش‌کننده از ایشان پرسید: «از تو درباره‌ی حقیقتِ شناخت (معرفت) می‌پرسم.» پس «عالم» -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «همانا آن "ازل" (که نامش والاست) خواست تا خود را به آفریدگانش بشناساند و آنان نامِ او را به واسطه‌ی "صفتی" بشناسند؛ پس او با ذاتِ خویش ظاهر گشت و نامِ خود را با صفتی آشکار کرد. پس آفریدگان دو صورتِ دیدنی را مشاهده کردند؛ و "معنا" خواست به آنان بفهماند که او با ذاتِ خویش ظاهر شده است نه با چیزی از آفریدگان یا صفاتش؛ و نامِ او ظاهری است که بر او دلالت می‌کند و به شناختش فرا می‌خواند. پس به آنان فرمود: "ظاهرِ من، باطنِ اسمِ من است". پس وقتی اسمِ "الله" ظاهرِ آن باطن باشد و "معنا" باطنِ آن اسم باشد، و آن اسم و باطنش شناخته شوند، دیگر چه چیزی برای عارف باقی می‌ماند که بخواهد بشناسد؟»

اگر سخن بر پایه‌ی آن‌چه این لاف‌زنِ از دین گریخته تأویل می‌کند باشدکه گویا آن کسی که بر منبر گفت «من» و گفت «ظاهرِ من باطنِ اسم من است»، همان «اسم» بوده است پس آن که این را گفته، هم‌زمان هم ظاهر است و هم باطن و هیچ چیزِ دیگری

الصفحة 59 من 78