مشیت ظاهر گشت و او همان "شیء" است. پس "مشیء" (ارادهکننده) همان فاعل است، "مشیت" همان فعل است، و "شیء" (اسم) همان مفعول است. پس آن شیء شبیه به مشیت نیست و مشیت شبیه به مشیء (ارادهکننده) نیست؛ و این اصلی در یگانگیِ ذات است.»
خداوند (که نعمتهایش والاست) فرمود: «به یقین کسانی که گفتند خدا سومینِ آن سه است، کافر شدند؛ در حالی که هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست. و اگر از آنچه میگویند بازنایستند، قطعاً به کسانی از ایشان که کافر شدهاند، عذابی دردناک خواهد رسید.»1. پس «معنا» در ظهورش ذاتی یگانه است و در بطونش نیز ذاتی یگانه؛ در چیزی و از چیزی و بر چیزی ظاهر نمیشود مگر به واسطهی ذاتِ خویش. او خودِ اوست؛ همهاش ذات، همهاش ازل، و همهاش معناست. و «اسم» به واسطهی او موجود است و بر او دلالت میکند و به سویش فرا میخواند؛ او را برای شناختِ آفریدگانش برپا داشت، و به همین ترتیب «ابواب» را برای شناختِ بندگانش برپا کرد و آنان را درگاههایی برای هدایتشان قرار داد تا به واسطهی ذاتش شناخته شود نه به واسطهی چیزی از صفاتش؛ و اوست که راهنما بر راهنمای خویش است (دلیل بر مدلول)، چرا که او بر راهنمایانش دلالت میکند.




