و قدرت است؛ و زندگی و قدرت، صفتِ "اسم" هستند و "اسم" نیز صفتی برای اوست که به او برپاست؛ و او در ظهور و بطونِ خویش یگانه (فرد) است.»
و از جمله چیزهایی که روشن میکند «معنا» ذاتی یگانه است، مطلبی است که ابوالحسین محمد بن علی جلی برایم بازگو کرد و گفت: پدرم شیخ ابوعبدالله حسین بن حمدان خصیبی (قدس الله روحه) از استادش ابومحمد عبدالله فارسی جنان (معروف به زاهد) و او از یحیی بن معین روایت کرد که گفت: از ابوشعیب (سلام بر او باد) دربارهی جایگاه «اسم» نسبت به «معنایش» پیش از آفرینشِ اشیاء پرسیدم. ایشان فرمود: «اسم نسبت به او، مانند جایگاهِ "مشیت" نسبت به "پدیدآورندهاش" (مُنشیء) است.» گفتم: «ای سرورم، این را برایم تبیین کن تا جایگاهِ اتصال را از انفصال بازشناسم.» فرمود: «همانا آفریدگارِ ازل همواره ازلی بوده و هیچچیز با او نبوده است؛ یگانه و بینیاز (فرد و صمد)، پدیدآورندهای که چیزی با او نیست. اشیاء در مشیتِ او بودند و مشیت در علمِ او؛ پس او به آنچه از آفریدگان پدید خواهد آمد و نیازِ آنان به کسی که ایشان را به سوی او فراخواند و راهنمایی کند، آگاه بود. پس ظهورِ او به منزلهی حرکت از سکون بود؛ چرا که سکون به منزلهی خاموشی (صمت) و حرکت به منزلهی سخن گفتن (نطق) است. پس به مشیت فرمود: "شخصی باش"؛ پس از او شخصی برآمد که به ظهورِ آن




