همان اسم است» بازگشته است و حرف خود را نقض کرده. و اگر بگوید آن که اگر به صورتِ دیدنی ظاهر نمیشد وجود و عیان و یقینش ثابت نمیگشت «اسم» است، این همان سخن و باورِ گروه «مختصهی محمدیه» است؛ زیرا آنان میگویند «معنا» همان «میم» (محمد) است و «حجاب» همان «عین» (علی) است. البته سخن آنان از این بدعتگذار برتر و والاتر است، زیرا آنان به «معنا» و «اسم» قائلاند (هرچند به صورت معکوس)؛ اما این نوظهورِ از دین گریخته، به وجودِ یک «اسمِ بدونِ معنا» قائل است چرا که او آنچه را ظاهر شده «اسم» نامیده، و «معنا» را غیبی دانسته که نه دیده میشود، نه نامیده میشود و نه به عقل درمیآید؛ با این حال او را «معنا» و «غیب» مینامد! یعنی از طرفی برای او نام (معنا/غیب) قائل میشود و از طرف دیگر دیدن و مشاهدهی او را سلب میکند. در حالی که آنچه دلالت میکند این است که «معنا» ظاهری است که با «ذاتِ خویش» مشاهده میشود، نه با چیزی از صفاتش.
آنچه ما از مولایمان صادق -عَزَّ عَزُّهُ- روایت کردیم، چنین است که ایشان فرمود: «همانا "قدیم" یعنی همان "عین" (علی ) در ظهورِ قدیم و تجلیِ نخستین خویش، از آفریدگانش خواست تا اقرار کنند که او همان ازلِ قدیم است و به ربوبیتِ یگانهی او اعتراف نمایند. و این تجلی نه با حجاب بود و نه از پسِ پرده؛ چرا که تجلی همان برکندنِ پردهها از دیدگانِ عارفان است و به واسطهی همین پردهبرداری است که آنان شایستهی نام "معرفت" (شناخت) گشتند؛ زیرا چیزی که دیده نشود، شناخته نمیشود و وجودش




