اسم» (اللهِ اسم) است؛ و «معنا» جز به ذاتِ خویش ظاهر نمیگردد، نه به چیزی از صفاتش. و او صفات را آشکار کرد تا بر او دلالت کنند و جهانیان را به سوی او فراخوانند. این است معنای پاسخ به پرسش یحیی بن معین. و در زمانه ما گروهی پدید آمدهاند که ریشهای در دانش ندارند تا به آن بازگردند و منبعی ندارند که از آن بهره گیرند؛ در ظاهر ادعای توحید میکنند و در نهان چیزی جز آنچه آشکار میکنند در دل دارند. از برادرانِ همدل رویگردان و در شاهراهِ شکاف و نفاق رهسپارند. پیشروِ این گرفتاریها رسالههایی نگاشته و در آن آورده است که: آنچه ما به صورت آشکار در «صورت مرئیه» (منظور جناب عین است) دیدیم، همان «میم» (محمد) است و باطنِ آن صورت، غیبی است که نه نامیده میشود، نه ذکر میگردد، نه در عقل میگنجد و نه به وهم در میآید! اگر این مغرور که حقایق امور بر او مشتبه شده، میدانست که در این سخن لکهی ننگی است که او را درهم میشکند و سست و خوار و کور میگرداند چنین نمیگفت؛ چرا که او ذکر کرده باطنِ صورت، غیبی نفوذناپذیر است که نه یاد میشود و نه به وهم میآید و نه از آن خبری داده میشود. اگر او از آنچه یاد نمیشود چشمپوشی میکرد، برایش بهتر و زیباتر بود؛ و این همان وسوسهای است که بسیاری از مردم را در بر میگیرد. پناه میبریم به خدا از شک و اشتباه.




