نمیشود»؛ که در این صورت، این سخن برخلافِ گفتهی موحدان و «مخمسّه» و غالیان (اهل ارتفاع) از شیعه خواهد بود. پس پناه میبریم به خدا از نابینایی پس از بینایی و از گمراهی پس از هدایت.
خداوند عزوجل فرمود: «همانا چشمها نابینا نمیشوند، بلکه دلهایی که در سینههاست کور میگردند.»1
و از سرورِ ما خصیبی -قَدَّسَ سِرَّهُ- درباره «صورتِ مرئیه» (صورتِ دیدهشده) پرسیده شد، پس فرمود: «آن کُلیتِ (تمامیتِ) باریتعالی نیست و باریتعالی نیز غیر از آن نیست.» پس بدینگونه اثبات کرد و نفی نمود؛ و این اثبات دلیلی بر وجود بود، و این نفی، تنزیهی است از اینکه صورتی او را در بر گیرد (و محدود سازد).
سپس در جای دیگری فرمود: «همانا صورتِ مرئیه، همان "او"ست از حیث اثبات و ایجاد و عیان (دیدار) و یقین؛ اما "او" همان صورت نیست از حیث جَمع و کُلیت و انحصار و احاطه.»
سپس از «صعبِ مستصعب» (سختِ دشوار) پرسیده شد، پس فرمود: «"صعب" (سخت)، اقرار به صورتِ مرئیه است، و "مستصعب" (دشوارپذیرترین)، گردن نهادن به بندگیِ آن است.»




