گروهی دیگر گفتند: باطنش غیب و ظاهرش شهود (آشکار) است؛ و این همان سخن اوست که: «دانای غیب و شهود...»1، اشاره به مولایش که او غیب و شهودِ خویش را میداند.
گروهی دیگر گفتند: اسم باطنش الله و ظاهرش ظهور است؛ و همچنین در اینکه عبادت برای کیست، اختلاف کردند.
گروهی گفتند: هر آنچه جوارح (اعضای بدن) انجام میدهند، طاعتی برای «اسم» است، و آنچه با نیت و اخلاص بدان اعتقاد ورزیده میشود، برای «معنا» است که جز او کسی بر آن آگاه نیست. دلیل این سخن آن است که از برخی عالمان درباره اخلاص پرسیدند که چیست؟ گفت: «آن است که نه فرشتهای آن را بداند تا بنویسد، نه شیطانی که تباهش کند و نه صاحبعمل را خوش آید (دچار عُجب شود).»
و گروهی دیگر گفتند: طاعت برای «اسم» و عبادت برای «مسمّی» (نامیده شده) است.
و گروهی دیگر گفتند: عبادت به واسطه طاعت و عمل، تنها برای «اسم» است و نه غیر آن؛ چرا که موجودی جز او نیست و اشارهای جز به سوی او نمیباشد.




