و گروهی دیگر گفتند: توحید، یافتنِ هستیِ کسی است که هیچ چیز مانند او نیست و او به هر چیزی داناست. و گروهی دیگر گفتند: توحید، دیدنِ آن «احدی» (یکتایی) با چشم عقل است که برای بینندهاش «واحد» (یکِ عددی) نیست؛ دیدنی بدونِ احاطه و ادراک کامل.
و گروهی دیگر گفتند: توحید، پیروی از حرکتهای عقل است که به سوی «هویتِ پناه یافته و نفوذناپذیر» (ذات غیبی) رهسپارند. و گروهی دیگر گفتند: توحید، دانشِ شکافتنِ (شجّه) نقطه حسی است برای پدید آوردنِ تصویری علمی که بر «نقطه وهمی» (باطنی/مجرد) دلالت کند؛ چرا که هر اشارهای به سوی اوست و هر عبارتی فروتر از او و در عین حال در اوست.
و از مولایمان صادق -عَزَّ عَزُّهُ- روایت شده است که از ایشان پرسیدند: توحید چیست؟ فرمود: «توحید بر دو گونه است: یکی توحیدِ "احد" (ذات یکتا) از جهت "واحد" (تجلی نخست) که به واسطه او یگانگی یافت و فردِ صمد (بینیاز) بدان ظاهر گشت؛ و وجه دیگر از سوی انسانِ عارفی است که به "واحد" شناخت دارد، همان که جایگاه ظهورِ "احد" است. و "معنا" (حقیقت متعال) از طریقِ آن واحدی که از او آشکار شده، یگانه دانسته میشود و مؤمن نیز از طریقِ "اسمِ واحد" در کتابش که بیانگرِ حکمت اوست، موحد میگردد.»




