تأخیر در رتبهبندی است. و دلیل بر اینکه «دین» همان «میم» است، سخن خدای عزوجل در کتابش است که: «آیا دیدی آن کسی را که دین را تکذیب میکند؟ پس او همان است که یتیم را به خواری میراند»1؛ «دین» یعنی «میم» را تکذیب کرد و «یتیم» یعنی «ابوذر» را نفی نمود. پس دین همان «میم» است زیرا «باب» به واسطهی او دینداری کرد (گردن نهاد)؛ و گفته شده که دین همان «باب» و ادب همان «ایتام» است، و نیز گفته شده منظور از ادب یتیمِ اکبر است.
و از آنچه درباره شناخت نفس و آداب آن به من رسیده، این است که چهار تن از حکیمان گرد هم آمدند:
اولی گفت: سزاوار است که ما چون جویندگان دانشیم، پیش از آنکه به شناخت دیگران فراتر رویم، به شناخت نفس خویش آغاز کنیم.
دومی گفت: هرآینه بد کرده است کسی که در موقعیتی قرار گرفته که در آن به شناخت نفس خویش محتاج شده است.
سومی گفت: بر مردی که خواهان سعادت نفس خویش است واجب است که از جستجوی درمان (شفای) خود کوتاهی نکند، به ویژه زمانی که درنگ در این دنیا اندک و خروج از آن حتمیتر است.




