و حدّ سفر همانا جهاد با نفس در جستجوی دانش و تشنه بودن به آن و شیفتگی بر آن است؛ و معنای سخن ایشان -عَزَّ عَزُّهُ- که فرمود: «سفر کنید تا بهره برید»، یعنی با عالمان سفر باطنی و معاشرت کنید و با آنان به مکاشفه بپردازید؛ و "مسافرت" همان "مکاشفه" است تا به واسطهی آنچه عالمان شما را بدان متعبد میسازند، از فواید معرفت بهرهمند شوید؛ که آن غنیمت عظمى و فایدهی بزرگ است. و از همین روست که گفته میشود «أَسفَرَ الصُبح» (صبح دمید/آشکار شد) هرگاه که روشن شود و نورش هویدا گردد.
و آن حضرت -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «برای جوینده دانش پنج حدّ (مرحله) است که دانش جز با آنها فراگرفته نشود: نخستینِ آنها خاموشی (صمت) است، سپس نیکو گوش سپردن، سپس نیکیِ حفظ (بهخاطر سپردن)، سپس عمل به آن و آنگاه پراکندن (نشر) آن در میان اهلش.»
و رسول -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «دانش را بجویید حتی اگر در چین و چینِ چین باشد.»
منظور جایگاه جغرافیایی دانش نیست، بلکه مقصود از آن، سفر و مسافرت باطنی در جستجوی دانش و صیانت از علمِ حق و کتمانِ آن است؛ و "صین" (چین) همان "میم" محمد است و از همین روست که او فرمود: «من شهرِ دانشم و علی از آن خبر داد»، یعنی عالم را به آن شناساند. پس هر که شهر را خواهد باید از "باب" (در) درآید؛ چرا که شهر همان "میم" است و "عین" علی برتر از آن است که "باب" باشد، و "باب" همان سلمان




