اگر خردمند در این امور تدبر کند، میفهمد که او دارای قدرت، جلال و عظمتی بیکران است و درخواهد یافت که کُنهِ وجودش درک نمیشود، عقلها نمیتوانند او را توصیف کنند و فهمها نمیتوانند برای او چگونگی (کیفیت) قائل شوند. کسی که معجزاتش چنین است، چگونه میتوان برای ذاتش کیفیتی متصور شد؟ یا چگونه ممکن است ذات او دارای ابزارهای جسمانی باشد؟ بلکه این نشانهها، انسانِ عاقل را به «نفیِ ابزارهای جسمانی» هدایت میکند و ثابت میکند که صاحبِ این قدرت، بر زمینها و آسمانها احاطه دارد. با این حال، چگونه میتوان دربارهی باری تعالی ثابت کرد که او جسم است؟
و از ابوالهیثم مالک بن تیهان -مِنْهُ السَّلَامُ- پرسش شد و به او گفتند: «ای ابوالهیثم، آیا شما در آن ساحت جسم بودید؟» گفت: «پناه بر خدا! همانا خداوند هرگاه بخواهد که تجلی کند و آشکار شود، ما را نیز در ظهور خویش آشکار میسازد، و هرگاه پنهان گردد (به مقام بطون رود)، ما همراه او به صورت انوار و اشباح (صورتهای نوری و پیراسته از ماده) هستیم.»
پس وقتی ابوالهیثم -مِنْهُ السَّلَامُ- که تنها یکی از بندگان اوست، ثابت نشده که جسم باشد، چگونه ممکن است باری تعالی جسم باشد؟ خداوند از اینکه در احاطه و بندِ جسمیت درآید، بسیار برتر و والاتر است.




