اگر او در این امر تأمل میکرد، راه حق برایش آشکار میشد، اما سرگردانی، سرکشی و تکبر اوست که بصیرتش را کور کرده است؛ همانگونه که خداوند متعال میفرماید: «اینگونه خداوند بر دل هر متکبرِ سرکشی مُهر مینهد.»1
اما دربارهی استدلال و سخن او که میگوید: «معنا (پروردگار) دستش را به سوی آسمان دراز کرد»، این یک «معجزه» است؛ که اگر خردمند در آن تأمل کند و به ربوبیتِ آشکارکنندهی آن اقرار نماید، درخواهد یافت که آسمانها به دست قدرت او پیچیده شدهاند و زمین در قبضهی اوست. همانگونه که شیخ -مِنْهُ السَّلَامُ- فرموده است: «معنا (ذات پروردگار) از این توصیف برتر و والاتر است و این سخن تنها سزاوار "اسم" است که دربارهاش گفته شود: ﴿خدا را آنگونه که شایسته است نشناختند، در حالی که روز قیامت، زمین یکسره در قبضهی اوست و آسمانها به دست قدرتش پیچیده شدهاند؛ منزه و برتر است او از آنچه شریکش میسازند.﴾»2 پس وقتی آسمانها و زمین در قبضهی «اسمِ» او هستند، خودِ او چگونه خواهد بود؟ اگر او حقیقتاً دستش را آنگونه که مردم دیدند دراز کرده بود، به این معناست که او زیرِ آسمان بوده است؛ و پناه میبرم به خدا از این محدود انگاشتن! بلکه این قدرتی است که او برای اهل زمین آشکار کرد تا از اندک به بسیار پی ببرند، و بدانند که فرمان او در آسمان جاری است همانگونه




