مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

رسـالـه ردادیـه - یوسف بن العجوز الرداد الحلبی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 82 من 205

پس اگر درباره‌ی ذات نتوان گفت که نور است، چگونه می‌توان گفت که «بشر» (انسان) است؟ و اگر باری تعالی در حقیقت دارای دست و پا و سر، و دارای پشت و پیش و بالا و پایین و راست و چپ می‌بود، در این صورت محدود و محصور می‌گشت و زمین او را بر دوش می‌داشت و آسمان بر او سایه می‌افکند. بلکه باری تعالی هرگاه بخواهد که خلق، ذات او را درک کنند، پرده از چشم‌هایشان برمی‌دارد، پس هر جنسی او را مطابق با جنس خود می‌بیند؛ نورانیان او را نورانی می‌بینند و انسان‌ها، بشری. و این ناتوانی در درک حقیقت در آن‌هاست، نه در او؛ و هر کس او را بر اساس جنس خود می‌بیند. پس چگونه کسی که از جنسِ خلقِ اوست، می‌تواند با او در حقیقت اتصال یابد؟

و پرسشی از مولای ما امام صادق -عَزَّ عَزُّهُ- درباره‌ی «توحید» شد. ایشان فرمود: «آن نورِ آشکار، یگانه‌، بی‌همتا و ازلی، همواره یکتا بود و هیچ‌چیز با او نبود؛ تک بود و دومی با او نبود؛ شناخته‌شده بود و ناشناخته نبود؛ استوار بود و مبهم نبود؛ یاد شده بود و فراموش نشده بود. هیچ نامی از نام‌های تمام اشیاء بر او منطبق نمی‌شود. او به ذات خود قائم است؛ غایبی است که از غیر خود پنهان است. نه از زمانی بود و نه تا زمانی خواهد بود؛ نه بر چیزی تکیه داشت و نه بر چیزی تکیه می‌کند؛ نه در چیزی ساکن گشت و نه در چیزی استقرار یافت. در هیچ اندیشه‌ای، هیچ صورتی، هیچ مثالی، هیچ شبحی، هیچ سایه‌ای و هیچ

الصفحة 82 من 205