فرمود: «و گفتیم ای آدم، تو و همسرت (زوجک) در بهشت سکونت کنید...»1؛ در حالی که حوا دو نفر نبود بلکه یک نفر بود، اما خداوند از آن «واحد» با واژهی «زوج» تعبیر کرد؛ چرا که هر یک از آن دو، جفتِ دیگری است و دیگری جفتِ او، مانند آدم و حوا؛ آدم زوجِ حواست و حوا زوجِ آدم.
سپس از آن «واحد» نیز واحدی صادر شد و از واحد جز واحد صادر نمیشود؛ پس در مجموع، سه شدند. عدد سه، هم «فرد» است و هم «زوج»؛ زیرا سومی، زوجِ دومی است و دومی، زوجِ اولی. پس عدد سه، هم زوج است و هم فرد؛ چرا که هر یک از آنها زوجِ دیگری است، اما در ذات خود، فرد هستند. بنابراین، عدد سه، مجموع و نهایتِ اعداد است؛ زیرا هیچ عددی از دایرهی «زوج» و «فرد» خارج نیست و تمامیتِ عدد در عدد سه (به صورت بالقوه) نهفته است. عدد سه، «عدد کامل» و نهایتِ هر نهایت از مراتب اعداد است. مجموع مرتبههای عدد سه گانه است: یکانها، دهگانها و هزارگان (در اینجا منظور نظام ردهبندی اعداد است). هر یک از این مرتبهها دارای یک حد نهایی (غایت) است؛ پس اگر عدد سه را در خودش ضرب کنیم، حاصل «نه» میشود که نهایتِ مرتبهی یکانهاست. و اگر سه را در سه از مرتبهی دهگان ضرب




