مدعیاند آنچه چشمانِ ظاهری (گوشتی) مشاهده میکنند، صورتی بر وجهِ حقیقت و یقین است، برملا ساخته است.
این کتاب به همین مرز بسنده نکرده، بلکه با ردّ دیدگاه کسانی که «ذات» را واسطهای میان «معنا» و «اسم» پنداشتهاند، در اصلاحِ سلسلهمراتب معرفتی ژرفا یافته است. همچنین بر کسانی تاخته که تحت تأثیر مذاهب «حلول و صدور»، رابطهی میان «صورت» و «معنا» را به رابطهی پرتو با خورشید تشبیه کردهاند. افزون بر این، مؤلف بخشی را به ردّ ادعای کسانی اختصاص داده که گمان بردهاند آن که بر فراز منبرها بانگِ «أنا أنا» (من منم) سر داده، «اسم» بوده است نه «معنا»؛ تا بدینوسیله بر یگانگیِ نطق در مقامِ مثلیت و شرافتهای معنویِ «اسمیت» تأکید ورزد، آنگاه که کثراتِ مثالی در زیر درخششِ انوارِ اشراقیِ الهی پنهان و ناپدید میشوند.
این کتاب از سبکِ استدلالی و مناظرهایِ منحصربهفردی بهره میبرد؛ چرا که بخشهای بزرگی از آن بر پایهی مناظرات و چالشهای علمیِ شیخ ردّاد بنا شده است. او در این میدان، با تیغِ برّانِ حجت و برهانِ روشنِ دلیل، شبهات را پس زده و مقاماتی را به اثبات رسانده است که عقلها در درکِ آن به ناتوانی میافتند.
به سبب اهمیت این اثر و دشواریِ درکِ مبانی آن، کوشش ما بر آن بود که متن را با دو نسخهی خطی و نسخهی سومی که شرحی بر اصلِ کتاب بود، مقابله و تطبیق




