اما بعد:
از فضل و توفیق الهی بر ما این بود که انتشار این اثر نورانی به نام «الردادیّة» را برای ما آسان ساخت؛ اثری از عالمِ عارف، شیخ یوسف بن عجوز ردّاد (قدساللهسره). این کتابی است بس ارجمند و دارای بنیانی والا، که در ژرفترین پیچیدگیهای معارف الهی غواصی میکند و اسرار توحید را در زیباترین جلوههایش آشکار میسازد.
نویسنده در این کتاب، چکیدهی آنچه را که از انوار ولایت خوشهچینی کرده، به ودیعه گذاشته است؛ چنانکه موضوع محوری آن بر گردِ جنبههای باطنی و معنویِ مولای یکتاپرستان، امیرالمؤمنین علی -عَزَّ عَزُّهُ- میچرخد و حقایقِ «مقامِ معنا» را در ظهور و بطونش به دقت بررسی میکند. مؤلف، این اثر را ترازو و مِلاکی برای سنجش عقیدهی حق قرار داده است؛ و سخن را با تحقیق در پندارِ «اثبات و نفی صورت» آغاز کرده تا تبیین کند که ظاهر و باطنِ «معنا» یکی است. او در عین حال، بر کسانی که دچار «تجسیم» (جسمانگاری) و «تشبیه» شدهاند و برای آن حقیقتِ متعال، صورتِ دارای اعضا و جوارح یا هیئتی از نور تصور کردهاند، پاسخی قاطع داده است.
همچنین شیخ ردّاد به ابطال ادعای کسانی برخاسته که حقیقت را به دو پاره تقسیم کردهاند: ظاهری که دیده میشود و باطنی که دیده نمیشود؛ او گمراهیِ کسانی را که




