همانا نامها و صفتها تنها برای شناختِ عارفان برپا و مقرر شدهاند، و او در ظهور و بطونِ خویش، از آنها فراتر و والاتر است؛ چرا که او هرگونه بخواهد خود را به خلقش میشناساند و در دیدگانِ پدیدآمدهای (مُحدَث) که به او مینگرند و در عقلها، چنان تأثیری مینهد که خردمند به واسطهی آن، حقیقتِ او را درک میکند. اما نادان میپندارد که ذات به همان صفاتی توصیف میشود که وی را در آن حال میبیند؛ صفاتی مانندِ سر، پیشانی، دست، پا، یا به هیئتِ سواره و پیادهرو در بازارها؛ و این همان کفر و کوردلی پس از بینایی است.
و همانا هر بینندهای به اندازهی توانِ خویش او را میبیند؛ و هر عقلی به میزانِ پاکیِ گوهرش، تابشِ نورِ بصیرت و لطافتِ روحانیتش از این معرفت بهره میبرد. پس هرگاه شناختِ پاداش برای مؤمن کامل شود و آن پردههای دگرگونساز از دیدهاش کنار رود و کوری از چشم و زنگار از قلبش زدوده شود، او را به فضل و بخششِ الهی، از طریقِ «کشف و شهود» خواهد دید.
پس من در شگفتم از این مرد که گفته است: «آنچه در صورتِ انزعیه (سیمای علوی) ظاهر شده، همان نورِ ذات است!»
ای شیخ! آنچه بر تو و پیروانت دربارهی فهمِ صورت عارض گشته و آن پرگوییهای شما بدون آگاهی و شناختِ رقیبتان، چیزی جز گمان و وهم نیست؛ و اینها




