«شنیدهی من از فلانی است، از امیر علی علمالدوله، از صادقالعلم، از عصمةالدوله، از ابوسعید، از جلیّ، از خصیبی، از ابومحمد عبدالله جنّان، از یتیم اکبر، از ابوشعیب (ف)، از امام حسن عسکری -عَزَّ عَزُّهُ- ...» و این سلسله را تا انتها ادامه میدهند تا جایی که میگویند: «همانا رسول خدا -جَلَّ جَلَالُهُ- از امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- شنیده است!» و نزد آنان، علی و محمد یک چیز واحد هستند که از زبانِ آنچه ما ذکر کردیم سخن میگویند. این پیوندها و سلسلهها هیچ حقیقتی ندارد و دارای ریشهی درستی نیست و سخن فصیح و استواری در آن یافت نمیشود؛ مگر ریشهی اصلیشان که همان «زید حاسب» (که لعنت خدا بر او باد) است؛ چرا که من در برخی از نوشتههای او که متعلق به خودش است، این پیوندها و اراجیف را دیدهام.
آنان معتقدند روحی که در کالبد انسان است، تنها برپاکنندهی جسم و حاملِ خوردنیها و آشامیدنیهاست؛ و آن را روحی تاریک و کدر میدانند که دردها و عذابهای وارده را حس میکند. به زعم آنها این یک «نفسِ ضد» است که صفات بشری و کیفرها را به جای «نفس ناطقهی قدسی» تحمل میکند؛ و آن نفس قدسی را همان مؤمنی میدانند که نه عذابی بر او واقع میشود و نه صفتی میپذیرد، و نه در احشاء جای میگیرد و نه در جسد حلول میکند! و برای اثباتِ این ادعا، به سخنِ سرورمان «ابوعبدالله حسین بن حمدان خصیبی»استناد میکنند و تحریفش میکنند که: «مؤمن هرگاه پاک و خالص شود، در احشاء جای نمیگیرد، قنداق نمیشود، زیر خود را آلوده




