پس هر کس معتقد باشد که «علی» -عَزَّ عَزُّهُ- نامی ناسوتی (بشری) و «الله» نامی لاهوتی است، در حقیقت ثابت کرده است که خداوند جسمی آمیخته از لاهوت و ناسوت است؛ پس چنین کسی کافر و مشرک گشته و به سخنِ مسیحیان دربارهی مسیح -عَزَّ عَزُّهُ- بازگشته است؛ آنجا که گفتند: «او آمیزهای از لاهوت و ناسوت است و کشته شدن و به صلیب کشیده شدن بر ناسوت (بُعد بشری) او واقع شده و لاهوت به آسمان بالا رفته و به همانجا که از آن آغاز شده بود بازگشته است.» و خداوند آنان را در این سخن دروغگو شمرد و فرمود: «او را نکشتند و به صلیب نکشیدند، بلکه امر بر آنان مشتبه شد»1. و نیز گواه آن سخنِ امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- است که: «نه زاده و نه زاییده شده است و هیچکس همتای او نیست»2.
و مسیح -عَزَّ عَزُّهُ- نیز آنان را در این سخن که فرمود: «من زبانی هستم گویندهای هستم که نه گوشت است و نه خون»، دروغگو شمرد؛ و ایشان را همانگونه تکذیب کرد که پیشتر نصاری (مسیحیان) را تکذیب کرده بود.
پس با این سخن ثابت شد که او (پروردگار) یگانهی بیهمتا و بینیازی است که به ذاتِ خویش گویاست؛ نه در صورتی مخلوق و بشری حلول میکند و نه از درونِ آن سخن




