که به جایگاهی برخیزد که «معنا»یِ آفریدگار بر آن استوار است؟ و چگونه میگوید که آفریدگار بر زبان او سخن میگوید و آن کسی که به او اشاره میکند نیز همانند اوست؟ در حالی که میانِ امامِ بشری و آن حقیقتی که به او اشاره میشود تفاوت است؛ و هر دو در مقامِ ظاهر فرمانبردار و در بندِ بندگیِ آن «عَلی» (بلندمرتبهای) هستند که آفرینندهی بشر است.
و اما دربارهی سخن پیامبر -جَلَّ جَلَالُهُ- که فرمود: «خداوند برای مؤمن چون بمیرد، در گورش دری میگشاید تا جایگاه خود را در بهشت ببیند.»
پس «قبر» ، همان کالبد و بدنی است که نور یا نسیمِ بهشت بر آن وارد میشود و شخص جایگاه خود را در آن میبیند؛ و این همان مرتبهای است که از آنِ ارواحِ پیشتر ذکر شده است، به اندازهای که از «روحالقدس» بر روح او وارد شده و او شایستگیِ نیل به آن را یافته است. پس او جایگاه خود را دیده و منزلتش را میشناسد، و این همان دانشی است که به اذن او به روح متصل میشود و آن «ماده» (مایهی حیاتبخش) است. این توصیفِ کسی است که در «جامههای مهلت» (قُمُص التأجیل - اشاره به ادوار مختلف بازگشت روح در کالبدها) قرار دارد. و برای هیچ بشری روا نیست که وقتی در این رتبهی والاست، به کسی جز مقام «معنا» اشاره کند؛ پس چگونه انسانی عادی به یک امامِ




