همان «معنا» -عَزَّ عَزُّهُ- است؛ و هرگاه بگویی «الله»، اگر مقصودت «معنا» -عَزَّ عَزُّهُ- باشد درست گفتهای و اگر مقصودت «اسم» باشد نیز درست است.
«إله» سه حرف است و «علی» نیز سه حرف، و او همان «معنا» -عَزَّ عَزُّهُ- است. پس هر کس از اهل توحید بگوید که «علی» قدرتی از قدرتهای آفریدگار است و «اللهِ معنا» کسی غیر از اوست، به یقین مشرک و کافر گشته و از پیروان «ابوذُهَیبه» (که لعنت خدا بر او باد) است. و هر کس بگوید: «معنا در صورتی بشری، گوشتی و خونی حلول کرده و از زبان آن سخن میگوید»، جانش تباه شده و در وادی انکار و کوتاهیِ عمر گرفتار گشته است؛ و این همان فرقهای است که این سخن را بدعت نهاد و پاسخ آنان در تمام کتابهای اهل توحید آمده است و آنان «مُخَمِّسه» هستند. برای هیچیک از آنان روا نیست که مؤمن یا موحد شمرده شود؛ و موحد (یکتاپرست) نامیده نمیشود مگر کسی که «امیرالمؤمنین» -عَزَّ عَزُّهُ- آن انزعِ بطین، ظاهر و باطن و پنهان– را یگانه بداند. پس هر کس او را انکار کند یا در او شک ورزد و به صورتی مخلوق مانند نطق، شنوایی، بینایی، جان، دست، پا، بالا، پایین، پشت سر و پیش رو یا هر یک از ابزارهای بشری اشاره کند، یا در خیالش بگنجد که «معنا» -عَزَّ عَزُّهُ- از میان این هیئتها و کالبدها با او سخن میگوید، او کافری منکر است که لعنت خدا بر او و بر گویندهی این سخن باد. من با بسیاری از پیروان این گفتارها همنشینی داشتهام و اگر میخواستیم آنچه را ذکر کردیم و




