است. و آن، همان «کلمه»ی ازلیِ «معنا» -عَزَّ عَزُّهُ- است که تمام کلمات از آن پدید آمدند و سرآغازِ تمام جنبشهاست؛ چنانکه خداوند فرمود: «همانا مسیح، عیسی بن مریم، فرستادهی خدا و کلمهی اوست که آن را به سوی مریم افکند و روحی از جانب اوست»1 و فرمود: «و مریم دختر عمران را یاد کن که دامان خود را پاک نگاه داشت، پس از روح خود در آن دمیدیم و او کلماتِ پروردگارش و کتابهای او را تصدیق کرد و از فرمانبرداران بود»2. اما «کلمات» در مرتبه بعد: پیوندِ حروفی چون الف، ب، ت، ث هستند که اینها پدیدآمده (محدث) میباشند؛ پس هر نام و سخنی در تمام زبانها، از همین حروفِ گسسته و پیوسته ساخته شده است.
اما آن «کلمه ازلی» که نخستین نطقِ اوست، این است: «شهد الله أنه لا إله إلا هو» (خداوند گواهی داد که معبودی جز او نیست).
پس چون سخن جاری گشت، حروف برپا شدند و ما به نامها و شناساییِ آفریدگان و پدیدههای جهان نیاز پیدا کردیم؛ پس خداوند برای هر چه آفرید، نامی متناسب با جوهرش قرار داد و تمام هستی، پدیدهها، موجودات، امور نوپدید، آفریدگان، آنچه به دوامِ ملکش جاوید است، آسمان، زمین و هر چه دیده میشود یا نمیشود را نامگذاری کرد. این نامگذاریها پس از نامهایِ ذاتِ خودش، نَفْساش، حجابش، بابش




