سپس در صورتِ امام حسن و دیگر صورتهای امامان که «میم» محمد -جَلَّ جَلَالُهُ- در آنها ظاهر گشته بود، تجلی کرد. هرگاه مولا در صورتی بر سلمان ظاهر میشد، میفرمود: ای سلمان آیا مرا میشناسی؟ و او پاسخ میداد: آری ای مولای من، تو همان تویی، ای سرورم معبودی جز تو نیست که ازلی؛ و با هر ظهور در برابره او سجده میکرد، تا آنکه دوازده سجده به جای آورد. و هر بار که سجدهای میکرد، مولا حرفی را به او میبخشید؛ پس به پاداشِ دوازده سجده، دوازده حرف کامل گشت، و آنها همان حروف «لا إله إلا الله» ۱۲ حرف در عربی هستند که بر حقیقتِ علی و محمد و سلمان انطباق دارند. و امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- همان است که خدایی جز او نیست؛ پس اوست آن «معنا»یِ الهیِ یگانه در ظاهر و باطن. او باطنِ حروفِ ذات و ظاهرِ حروفِ اسمی است؛ پس نطق کردن به توحید، اقرار به مقامِ "اسمی" است و اشاره قلبی به مقامِ "لاهوتِ معنوی". پس هر کس «لا إله إلا الله» را با این شناختِ ظاهری و باطنی بشناسد، از یارانِ واقعیِ امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- است؛ و هر کس چنین نشناسد، از کسانی است که خداوند دربارهشان فرمود: "و اگر از آنان بپرسی چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است، قطعاً میگویند: الله. بگو: ستایش از آنِ خداست، ولی بیشترشان نمیدانند.»1
1سوره لقمان، آیه ۲۵




