« حقیقتِ اسم اعظم و منزّه داشتنِ آفریدگار »
اما آن نوری که از محدود شدن (تحدید) فراتر است، همان «اسم» -عَزَّ عَزُّهُ- است؛ او همان نورِ عُلوی و همان نورِ درخشانتری است که در گوهری سپید جای میگیرد. و او همان نورِ جوهریِ محمدی است؛ چنانکه خداوند متعال فرموده است: «خداوند نورِ آسمانها و زمین است؛ مَثَلِ نورِ او چون چراغدانی است که در آن چراغی باشد، آن چراغ در شیشهای است، آن شیشه گویی اختری درخشان است که از درخت خجستهی زیتونی که نه شرقی است و نه غربی افروخته میشود؛ روغنش اگرچه آتشی بدان نرسیده باشد، نزدیک است روشنی بخشد؛ نوری است بر روی نوری. خدا هر که را بخواهد به نورِ خویش هدایت میکند و این مَثَلها را خدا برای مردم میزند و خدا به هر چیزی داناست.»1
پس آن «چراغ» (مصباح)، همان نور و همان «اسم» -عَزَّ عَزُّهُ- است؛ و «شیشه» (زجاجه)، همان کالبد و جسمِ محمدی است.




