و سخنِ خصیبی رحمه الله:
«پس ای وای، ای وای بر آنها! جانهای گروهی از پردهداران (سدنه)...
رای و نظرشان یکسو گشت و همگی همچون پرندگانی مشتاق به پرواز درآمدند؛ به سوی آشیانهای که پدرشان، آن معمارِ شهرها، برایشان بنا کرده بود.»
و «معمار» (بانی)، همان «معنا» -عَزَّ عَزُّهُ- است و «شهرها»یی که بنا کرد، همان کالبدها و اشخاصِ «میم» -جَلَّ جَلَالُهُ- هستند.
به دلیلِ سخنِ آن پیامبر -جَلَّ جَلَالُهُ- که فرمود: «من شهرِ علم هستم و علی درِ آن است»؛ و در اینجا نیز «معمار» (بانی)، همان «پدر» است.
همانگونه که سرورمان مسیح -عَزَّ عَزُّهُ- فرمود: «همانا من به سوی پدرِ خود و پدرِ شما، و خداوندِ خود و خداوندِ شما میروم.»
و سخنِ پیامبر -جَلَّ جَلَالُهُ- : «علی، پدرِ پدران (أبو الآباء) است.»
و سَوّاق بَصری (رحمت خدا بر او باد) سروده است:
«ای پدرِ پدران، ای آنکه شریکی نداری؛ مقصودِ من تویی و در انتظارِ دیدارِ تو هستم.
مردمان در پناهِ تو روزی میخورند و همگی از ادایِ بخشی از حقِ تو ناتوان و درماندهاند. ای مولای من! اگر گناهِ من، مرا از دیدنِ تو محروم میکند، بدان که تو ای




