و سخن شیخ -مِنْهُ السَّلَامُ- :
«و آن بابی که از سرایِ پایانها (غایات) گشوده گشت...» پس آن «باب» که گشوده شد، همان سلمان -عَزَّ عَزُّهُ- است و «سرای پایانها»، همان میم محمد -جَلَّ جَلَالُهُ- است.
همانگونه که پیامبر -جَلَّ جَلَالُهُ- فرمود: «من شهر علم هستم و علی درِ آن است.»
و پیوندِ سلمان با محمد، همانند پیوندِ محمد با «معنا»یِ خویش است. اما «سرا» (دار) همان «اسم» -جَلَّ جَلَالُهُ- است و «معمار» (بانی) همان «معنا» -عَزَّ عَزُّهُ- است.
همانگونه که شیخ (قدساللهسره) سروده است:
«جایگاهِ سرا از آن معماری است... که پیِ تمام پیها را بنا نهاد.»
و «پیِ تمام پیها»، همان «اسم» -جَلَّ جَلَالُهُ- است؛ او پادشاهی و قاعدهی هستی است که گرههای هر چیز بر او بسته شده و بازگشت هر چیز به سوی اوست. کل و جزء از او آغاز گشته و به او باز میگردد؛ او ریشهی ریشهها و بنیادِ بنیادهاست. و آن معماری که این پیِ بنیادین را بنا نهاد، همان «معنا» (متعال) است و آن بنیادِ بنیادها، محمد -جَلَّ جَلَالُهُ- است که او دیرینهای ازلی، برخاسته از دیرینهی ازل است.




