«و برای "حاجب" (پردهدار) در مقامِ "باب" (درگاه)... اذنِ رسالتهاست.
و برای "بوّاب" (دربان) از سوی حاجبش، جایگاهی با شکوه و جلال است.»
پس «حاجب»، همان اسم اعظم و گرامیترین حجاب است؛ و «باب»، مقامِ «اسم» و فرستادهی او به فرمانش و ابلاغکننده از جانب اوست. پس هرگاه «اسم» در «باب» (که جانشین او گشته) تجلی کند، بر جلالتِ او افزوده شده و رتبهاش به سبب ظهورِ «حجاب» در او، بلندی میگیرد؛ و از سوی حجابش، اجازهی پیامرسانی (اذنِ رسالات) مییابد و او را به اشخاصِ الهی خویش پیوند میدهد. و دربارهی سخن خداوند متعال در داستان ابراهیم -عَزَّ عَزُّهُ- : «و آنگاه که ابراهیم گفت: پروردگارا، به من بنمای که چگونه مردگان را زنده میکنی؟ فرمود: مگر ایمان نیاوردهای؟ گفت: چرا، ولی برای آنکه دلم آرام گیرد. فرمود: پس چهار پرنده برگیر و آنها را به خود نزدیک کن و تکهتکه کن، سپس بر هر کوهی بخشی از آنها را قرار ده، آنگاه آنها را فراخوان؛ شتابان به سوی تو میآیند...»1؛ مقصود از این، ظهور در کالبدِ شخصی است که خلق را فرا میخواند. زیرا او هرگاه ظاهر شود و دعوت را آشکار سازد و پاسخ از سوی مستعدان داده شود، مرده را زنده کرده است؛ و «مرده» در اینجا همان شخصِ شککننده است.




