و شیخ در دیوان خود سروده است:
«او در میانهیِ چشمهیِ خورشید پدیدار میشود، با نوری از انوارِ درخشان... و در دستِ راستِ او شمشیرِ خدا، ذوالفقار، است.»
او همان «علیّ کبیر» است که در روزِ «رجعتِ سپید» و «بازگشتِ تابناک» از چشمهیِ خورشید ظاهر میشود. او «چشمِ چشمها» (عینالعیون) و همان «عینالیقین» در کتاب خداست؛ همان چشماری که دیگر چشمهها از آن مدد میگیرند و همان «چشمهیِ تیره» است که در قرآن آمده؛ به دلیلِ سخنِ خداوند متعال: «تا آنگاه که به غروبگاه خورشید رسید، آن را یافت که در چشمهای تیره غروب میکند و نزد آن قومی را یافت. گفتیم: ای ذوالقرنین! یا آنان را عذاب میکنی و یا میانشان روشی نیکو در پیش میگیری.»1
و سخنِ شیخِ ما -مِنْهُ السَّلَامُ- که فرمود: «آن شعلهای که برای موسی -عَزَّ عَزُّهُ- درخشید، همان "معنا" بود»؛ به دلیلِ سخنِ خداوند متعال: «از جانبِ کوه طور آتشی را مشاهده کرد»2؛ که آن آتش همان مولای اوست. «پس به کسانش گفت: درنگ کنید که من آتشی دیدم، باشد که پارهآتشی از آن برایتان بیاورم.»3 مقصود از «اهل» (کسان)، همان مؤمنان هستند؛ و چون معنا با آتش ظاهر شد، موسی با دانشی که یافت انس گرفت




