گفت: «در چه زمانی به این جایگاه میرسم؟» پاسخدهنده گفت: «آنگاه که از وجودت، قلبت، دیدهات و هر آنچه در دل و گوش داری، این مطلب فرو ریزد که امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- بهصورت محدود ظاهر شده، دیده شده، محدود گشته یا وصف شده است؛ و هر آنچه را که چشمها دیدهاند از او نفی کنی.» پرسشگر گفت: «چگونه او را در میانِ آنها (امامان) یگانه و متمایز بدانم؟» پاسخدهنده گفت: «پیش از این، سخن در این باره بهصورت مشروح گذشت و ما بر روشنیِ آن میافزاییم: ما درباره هر شخصی که از حسنِ اول (امام حسن مجتبی) تا حسنِ آخر (امام حسن عسکری) ظاهر شده است، میگوییم هرگاه آن مقام فرمود: "من خداوند، پروردگار جهانیان هستم"، او همان امیرالمؤمنینِ والایِ بزرگ -عَزَّ عَزُّهُ- است که در آن صورت تجلی کرده؛ اما هرگاه چنین نگفت و اشاره کرد که او بنده است و برتر از او غایتی دیگر وجود دارد، و او ملکِ خدا، حجاب و نشانهی پوشیدگی است، پس او همان است که درباره خودش میگوید. این است راهِ یگانه دانستنِ او (معنا) در میانِ آنها.» و معنای سخن خداوند که فرمود: «و همانا مساجد از آنِ خداست، پس با خدا کسی را مخوان»1، این است که اراده فرمود: «این اشخاص از آنِ من، مِلکِ من، بندگانِ من، آفریدگانِ من، نورِ من و ساختهیِ من هستند؛ پس آنان را به عنوانِ خدایانی جدا از امیرالمؤمنین -عَزَّ عَزُّهُ- مخوانید.» پرسشگر گفت: «چگونه چنین چیزی ممکن است؟» پاسخدهنده گفت: «آنها (مقامات) ما را
1سوره جن – آیه 18




