مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

رسـالـه ردادیـه - یوسف بن العجوز الرداد الحلبی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 12 من 205

دست‌های کریم و اخلاق پسندیده و والای او حاضر گشتم. و همواره دست‌های بخشندگی‌اش را شامل حال خود یافتم و نعمت‌هایش بر من جاری بود؛ خداوند فرجامش را نیکو گرداند. با او در روستای «دیرونا» از شهر «القلیعه» گرد آمدیم و «عبدالله» از روستای «الجریص» نیز با ما بود. میان من و او در برخی مسائل توحید مناظره‌ای درگرفت و من در آن بر او پیروز شدم و حقیقت را به او ثابت کردم. پس استاد جامع که خداوند فرجامش را نیکو گرداند گواهی داد که حق با من است، و عبدالله از پاسخ دادن به موجب آنچه در توحید باور داشت، باز ماند. و آن استاد، پس از آنکه باورهایم در علم توحید را برای او شرح دادم، مرا به آن جماعت توصیه کرد و به من فرمود: «ای یوسف بن عجوز، تو را توصیه می‌کنم که پس از آنکه به حق و سخن راستین ایمان آوردی، به سوی صاحبان عقل‌های فاسد متمایل نشوی و از آنان چیزی نشنوی و آنچه بر آن هستی را تغییر ندهی». پس وصیت او را پذیرفتم و از آن زمان به بعد با هیچ‌یک از آنان معاشرت نکردم و به حقانیت هیچ‌یک گواهی ندادم. با اهل مناصف معاشرت می‌کردم و با اهل «اسفین» همراه شدم و با آنان در صحبّت و معاشرت اقامت گزیدم تا آن زمان که استاد جامع (که رحمت خدا بر او باد) درگذشت. پس از آن، از تمامی برادران گسستم و دیگر هیچ‌یک از آنان را در هیچ مقامی مشاهده نکردم؛ چرا که از آنان ترکِ حقوق و تخریبِ شرایع را دیدم، برخلاف آنچه عالمان پیشین و سرورانِ موحد توصیه کرده بودند. در نتیجه، هر حسودی از ظالمان با من در ستیزه گشت.

الصفحة 12 من 205