مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

رسـالـه ردادیـه - یوسف بن العجوز الرداد الحلبی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 110 من 205

درک‌ناشدنی» به او نطق و علم می‌رساند، و آن غیب نه شناخته می‌شود، نه نامیده می‌شود و نه راهی به سوی آن هست.

پس چه فرقی میان تو و آن‌هاست؟ در حالی که تو نیز او را دو نوع قرار دادی:

نوعی درک‌شدنی و دیدنی، و نوعی غیبی، دست‌نایافتنی و پنهان!

و اما آن «ظاهری» که تو آن را نهایت و غایتِ پرستش خود قرار دادی، همان چیزی است که باری‌تعالی در حال ظهور با آن مشاهده گشت؛ یعنی همان صورت‌ها، کالبدها و «پوشش‌هایی» (تلبیس) که باری‌تعالی با آن‌ها بر جهان بشری امر را مشتبه ساخت، مانند خوردن و آشامیدن و امثال آن. در حالی که نفیِ این امور و منزه دانستنِ باری‌تعالی از آن‌ها واجب است؛ زیرا این‌ها «جوهر» (حقیقت پایدار) نیستند، بلکه «اعراضی» (ویژگی‌های گذرا) هستند که بر چشمِ خلق وارد می‌شوند. تو خود نیز در مناظره‌ات این‌ها را نفی کردی و گفتی: «زمانی که باری‌تعالی در پانزده مقام (ثلاث خمسات) ظاهر شد، شخصِ ضعیفی که بهره‌ای از علم نداشت، گمان کرد که چیزی از این امور بشری بر باری‌تعالی جاری شده است.» پس ای شیخ! این همان صورتی است که تو آن را معبودِ خود ساختی و آن «باطنِ غیبی» را که به چشم سر دیده و درک نمی‌شود رها کردی و گفتی راهی به آن نیست؛ و در عوض، ظاهری را پرستیدی که از جنس خلق است. پس حالِ تو چنان است که خداوند متعال فرمود: «و کسانی که کفر ورزیدند، اعمالشان

الصفحة 110 من 205